أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

214

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

تا فتنه باشد مر كافران را كه گويند : اين چه عدد است ؟ و چرا اين عدد بر عقد نيست ؟ و اين عدد اندك با خلايق عالم چگونه برآيند ؟ و اين از آن گويند كه خداى را نشناسند و حكمت او ندانند و او را حكيم نخوانند و نيز از بهر آن اين عدد گفتيم تا اهل كتاب بيقين بدانند كه : رسول ما محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صادق است و آنچه ميگويد از وحى ميگويد كه اين معنى در توراة و انجيل هست و او مردى امّى بوده است كتاب ايشان نخوانده و نشنيده چون ايشان را به اين عدد خبر دهد بدانند كه او رسول خداى تعالى است و از جهت وحى ميگويد و از بهر آن كرديم تا مؤمنان را ايمان در زيادت گرداند و تا اهل كتاب را از جهودان و ترسايان شكّى نباشد و مؤمنان را چون تصديق اهل كتاب شنوند ايمان در زيادت گردد و نيز از بهر آن كرديم تا آن كسانى كه در دلهاى ايشان شكّى و نفاقى و خلافى هست از آن كسان كه به زبان ايمان آورده‌اند و منافق‌اند و كافران كه ايمان نياورده‌اند گويند كه : خداى به اين عدد چه مثل خواسته ؟ و مراد او چه بوده است ؟ چرا نوزده گفت بيست نگفت ؟ خداى تعالى وجه حكمت بازنمود و گفت كه : از بهر آن كرد تا فتنهء و آزمايشى باشد كه مؤمنان به آن از منافقان ممتاز گردند ؛ مؤمنان چون خداى تعالى را دانند و او را حكيم شناسند تسليم كنند و بدان ايمان آورند و منافقان و كافران زبان اعتراض بگشايند و چرا و چون آغاز نهند ؛ گفت : همچنين خداى تعالى بعضى را اضلال كند يعنى امتحان و بعضى را هدايت كند بمعنى توفيق و بيان تا حكم كند بضلال منافقان و كافران نزديك اين امتحان و حكم كند بهدايت مؤمنان [ وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ] كس نداند كه لشكر خداى تعالى چند است الّا او از بسيارى كه هست ، تواند كه آن عدد بيست گرداند و كس نداند علّت آنكه چرا نوزده‌اند چنان كه نداند كه آسمان و زمين چرا هفت است ، اين جواب ابو جهل است كه او گفت : لشكر خداى محمّد همين عدد است . ابن عبّاس گفت : رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم غنيمت چنين قسمت ميكرد جبرئيل عليه السّلام در پهلوى وى نشسته بود فريشتهء آمد و گفت : خداى تعالى ميفرمايد كه : فلان كار مىبايد كرد ؛ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جبرئيل را گفت : او را ميشناسى ؟ - گفت : دانم كه فريشتهء است و نه هر فريشتهء كه